از شوق رفتن به عروسی تا آغوش بیجان مادر؛ قصه تلخ امیرمحمد در کوهستک

امیرمحمد تنها ۶ سال داشت برای رفتن به عروسی دست خواهرش را گرفته بود و در ذهن کودکانهاش جز شادی و بازی چیزی نبود اما ترکشهای تجاوزگری آمریکاییها جشن را به عزا تبدیل کرد.
امیرمحمد تنها ۶ سال داشت برای رفتن به عروسی دست خواهرش را گرفته بود و در ذهن کودکانهاش جز شادی و بازی چیزی نبود اما ترکشهای تجاوزگری آمریکاییها جشن را به عزا تبدیل کرد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰