تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۴:۲۲
0 بازدید
کد خبر : 5103

یاد برادر، شمه‌ای از سرگذشت، منش و کارنامه علمی عبدالحسین زرین‌کوب

یاد برادر، شمه‌ای از سرگذشت، منش و کارنامه علمی عبدالحسین زرین‌کوب

عظیم زرین‌کوب در یادداشتی صمیمانه، به روایت زندگی، مسیر علمی و میراث ماندگار برادر خود، عبدالحسین زرین‌کوب، می‌پردازد؛ از کودکی در بروجرد تا جاودانگی در فرهنگ ایران.

یادداشت مهمان، عظیم زرین‌کوب: گرامی‌داشت، بزرگداشت، یادبود و نقد و بررسی آثار علمی دانشمندان و اندیشمندان، بستری بس گران‌بها برای شناخت و بازنگری ریشه‌ای تحقیقات صاحبان قلم است. این‌گونه نگرش‌ها فایده‌ای دوجانبه دارد: نخست فرصتی برای از نو شناختن، تحلیل و تدقیق عمیق آثار بزرگان توسط استادان و منتقدان فراهم می‌آورد، و از سوی دیگر موقعیتی مفید و گران‌قدر برای دانشجویان و پژوهشگران جوان است که می‌خواهند دنباله‌رو راه استادان پیش از خود باشند. سده حاضر، یکی از دوره‌های شگفت‌انگیز و رشک‌انگیز فرهنگ و ادب ماست. تحقیقات دانشمندان ایران با برخورداری از روش‌های علمی جهان به پایگاهی رفیع رسید و بزرگانی در عرصه زبان و ادب پدید آمدند که در قرون گذشته کمتر نظیرشان دیده شده است؛ نام‌آورانی چون علامه محمد قزوینی، علامه علی‌اکبر دهخدا، سید حسن تقی‌زاده، بدیع‌الزمان فروزانفر، عباس اقبال آشتیانی، جلال‌الدین همایی، سعید نفیسی، مجتبی مینوی، احمد بهمنیار، رشید یاسمی، نصرالله فلسفی، ملک‌الشعرای بهار، ابراهیم پورداوود، پرویز ناتل خانلری، ذبیح‌الله صفا، عباس زریاب خویی و برادر فقیدم عبدالحسین زرین‌کوب که نامشان تا جاودان بر پیشانی فرهنگ ایران می‌درخشد. در ادامه، شمه‌ای از سرگذشت و زندگینامه خودنوشت برادر بزرگوارم را بر اساس آنچه خود آورده‌اند و بنده شاهد آن بوده‌ام، بازگو می‌کنم. دوران کودکی، زادگاه و پرورش در محفل مذهبی خانواده برادرم عبدالحسین در اواخر اسفندماه سال ۱۳۰۱ شمسی در کوی صوفیان بروجرد چشم به جهان گشود. در پنج‌سالگی به مکتب رفت و با سوره های کوتاه اواخر قرآن کریم آشنا شد. سال بعد در یک مدرسه غیردولتی با خط و حساب آشنایی یافت. دوره ابتدایی و قسمتی از دوره متوسطه را در بروجرد طی کرد و سپس برای ادامه تحصیل راهی تهران شد. پدرم مردی پارسا و متدین بود و مجالس تلاوت قرآن و دعا تقریباً هر هفته در خانه ما برپا می‌شد. اکثر ملاهای شهر و واعظان و روضه‌خوانانی که از قم، اصفهان، تهران و مشهد به بروجرد می‌آمدند، در خانه ما رفت‌وآمد داشتند و در ماه های محرم و صفر مهمان پدرم بودند. تحت تأثیر این محیط و به الزام پدر، برادرم در مجالس تفسیر مساجد محله در ماه مبارک رمضان، رجب و شعبان شرکت می‌کرد. پدرم خیلی میل داشت برادرم در سلک علوم دینی درآید و مکرر کوشش کرد او را به مدرسه طلاب فرستاده و از او مجتهدی بسازد. به همین جهت، شرط ادامه تحصیلات جدید را مطالعه علوم حوزوی قرار داد. برادرم پا به پای دبیرستان، در مدرسه طلاب «نوربخش» (در همان محله صوفیان) به تحصیل پرداخت و صرف و نحو و بلاغت (جامع‌المقدمات، سیوطی و مطول) و بخشی از سطوح فقه را نزد مدرسان آنجا خواند. با این حال، برادرم به صراحت می‌گفت که قریحه مجتهد شدن در او نبود و همیشه از اینکه نتوانسته بود تماماً مطابق میل پدر باشد، احساس شرمندگی و ناراحتی می‌کرد؛ هرچند پدرم بعدها وقتی علاقه و شوق وافر او را به تحصیلات جدید دید، کم‌کم او را در این مسیر تشویق کرد. آغاز معلمی، مطالعات فلسفی و نخستین آثار در دبیرستان با علوم جدید و زبان‌های اروپایی آشنا شد. در ۱۸ سالگی معلم شد و به تدریس تاریخ، ادبیات فارسی و علوم جدید در مدارس متوسطه بروجرد و خرم‌آباد پرداخت. در سن ۲۱ سالگی (۱۳۲۱) نخستین کتاب خود با عنوان «فلسفه شعر» (یا «تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران») را نگاشت که در سال ۱۳۲۳ (در ۲۲ سالگی) در چاپخانه لاویان بروجرد به چاپ رسید. در همان ایام، مطالعه کتاب «شعرالعجم» شبلی نعمانی و «سخن و سخنوران» استاد فروزانفر تأثیری فوق‌العاده بر او گذاشت. در سال‌های آخر دبیرستان، با مطالعه آثار هربرت اسپنسر به مطالعات فلسفی، جامعه‌شناسی و تاریخ ادیان علاقه‌مند شد و این مباحث او را به کلام و فلسفه اسلامی و مسیحی کشاند. کتاب «کشف‌المراد» در شرح تجریدالکلام خواجه نصیر و «شرح هدایت‌المیبدی» را نزد استادانی چون علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و آقا میرزا عبدالوهاب فرید تنکابنی خواند. به هدایت علامه شعرانی، بخشی از کتاب «نجات» ابن‌سینا را آموخت و به فلسفه مسیحی اروپایی و دوره فلسفه لاهور به زبان فرانسوی علاقه‌مند شد. تحصیلات عالی در تهران و مدارج آکادمیک در تهران، الهیات «اشارات» و بخش «سماع طبیعی» از «شفا» ی ابن‌سینا را در مدرسه خان مروی و مدرسه محمدیه بازار نزد استادان برجسته مرور کرد. با ورود به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۴، تحت راهنمایی استاد بدیع‌الزمان فروزانفر و استاد احمد بهمنیار به پژوهش در متون نظم و نثر فارسی تشویق شد. هم‌زمان در دبیرستان‌های تهران به تدریس پرداخت، سردبیری روزنامه فرهنگی «مهرگان» را بر عهده داشت و عضو شورای سردبیری مجلات ادبی بود. او ساعات زیادی را در کتابخانه‌های مجلس، ملی و ملک به بررسی نسخه‌های خطی گذراند، هرچند رغبتی به کار تصحیح متن نشان نداد. در دوره دکتری ادبیات از محضر استادانی چون سعید نفیسی، ملک‌الشعرای بهار و ابراهیم پورداوود بهره برد. مدتی به آموختن زبان پهلوی و اوستا پرداخت، اما تدریجاً به تاریخ اسلام، تصوف و الهیات روی آورد. رساله دکتری او درباره «مباحث نقد ادبی» نگاشته شد که تدوین آن ۷ سال به طول انجامید و او را به تحقیق عمیق‌تر در ادبیات عرب، ادبیات اروپایی و ادبیات تطبیقی کشاند. تدریس در دانشگاه‌ها، سفرهای علمی و دوران پختگی نگارش رساله‌ای مختصر درباره عقاید کلامی و فرق اسلامی در مجله «آموزش و پرورش»، توجه استاد فروزانفر را جلب کرد و بلافاصله پس از اخذ دکتری، از او برای تدریس در دانشکده معقول و منقول (الهیات) دعوت شد. برادرم از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۷ (به مدت ۱۲ سال) در آن دانشکده به تدریس تاریخ کلام، تاریخ اسلام، تاریخ تصوف، تاریخ ادیان و علوم اسلامی پرداخت. در این دوران با بزرگانی چون استاد سید حسن تقی‌زاده، استاد شیخ محمد عبده و استاد محمود شهابی خراسانی آشنا شد و با مجتبی مینوی، استاد الهی قمشه‌ای، علی‌اکبر فیاض، سید فخرالدین شادمان و مهدی حمیدی شیرازی همکارهای و دوستی‌های پربار داشت. بین سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ به عنوان استاد مدعو در دانشگاه‌های پرینستون و کالیفرنیا (لس‌آنجلس) به تدریس ادبیات، تاریخ ایران و تصوف در دوره دکتری پرداخت. پس از بازگشت، به الزام رئیس دانشگاه تهران به دانشکده ادبیات منتقل شد و در گروه‌های تاریخ و ادبیات به تدریس نقد ادبی، متون تصوف، تاریخنگاری و ادبیات تطبیقی پرداخت. همچنین در دانشسرای عالی، دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی وعظ و تبلیغ تدریس می‌کرد. ایشان به دعوت استاد تقی‌زاده، مقالات مربوط به هند را برای دانشنامه اسلام ترجمه و تألیف کرد و مشاور عالی کتابخانه مجلس سنا شد. همراه استاد فروزانفر در پنجمین کنفرانس اسلامی بغداد و بیست‌وسومین کنگره خاورشناسان در دهلی شرکت کرد و در دانشگاه‌های پاکستان سخنرانی نمود. در سال ۱۳۵۷ برای عمل جراحی قلب به آمریکا رفت و بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ در پاریس ضمن ادامه معالجه، به تحقیق و تدوین آثار خود درباره مثنوی مولانا پرداخت. سرانجام این دانشمند فرزانه در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در تهران روی در نقاب خاک کشید و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. راز شعر و سرایش؛ چرا استاد زرین‌کوب شعر گفتن را رها کرد؟ درباره شعر و شاعری از دیدگاه برادرم، او خود در کتاب «نقش بر آب» می‌نویسد: عشق به شعر از همان سال‌های کودکی و شب‌هایی که دایی‌جواد «شیخ» (سعدی) را برای ما می‌خواند در وجودم پدید آمد. اواخر سال چهارم دبستان، آنچه در مدرسه آن را طبع شعر می‌گفتند در وجودم شکفت. داستان شعری که برای «پاپی» سگ گله و پای پدر گفته بودم زبانزد بچه‌ها شد. آقا میرزا جعفر معلم انشای ما که ناظم مدرسه هم بود و با شلاق چرمی‌اش موجب ترس بچه‌ها بود، از من خواست آن را در کلاس بخوانم. با ترس و خجالت خواندم؛ برخلاف انتظار، او را خرسند و خندان یافتم، تشویقم کرد و هفته بعد یک جلد «گلستان سعدی» به من جایزه داد. اما چرا برادرم شعر گفتن را کنار گذاشت؟ او خود می‌گفت: من شعر و شاعری را از همان سال‌های جوانی رها کردم. تحقیقاتی که مرا به تکاپو می‌داشت بیشتر از آن وقت‌گیر بود که فرصتی برای غرق شدن در اقلیم احساس و الهام باقی گذارد. به‌علاوه، این عرصه را جولانگاه چابک‌سواران نامدار یافتم و خوش‌تر دیدم در فضایی آزادتر سیر کنم. می‌پندارم هرچه بیشتر در نقد شعر تجربه و شناخت حاصل کردم، از این عرصه دورتر شدم و جرأت تاخت‌وتاز را بیشتر از دست دادم. کسانی هستند که ترک شعر آنها را به وادی انفعال می‌کشاند، اما من از آنچه در نقش شعر آموختم، به ترک شعر و شاعری گفتم. با این حال، او در جوانی اشعار درخشانی سرود؛ از جمله شعر معروف «عصیان» که در سال ۱۳۳۲ در مجله «یغما» به چاپ رسید: دانی اگر دست دهد چون کنم؟ زی فلک‌آیین شبیخون کنم! شیشه رنگین فلک بشکنم تا سر از این پنجره بیرون کنم بردرم این پرده نیلوفری ره به سراپرده گردون کنم سرد کنم کوره خورشید را خاک بر این تافته‌کانون کنم تیره نم چشمه مهتاب را دور در آن چشم و پر افسون کنم… سوگ‌نامه شرف‌الدین خراسانی (شرف) پس از بازنشستگی برادرم، ایشان در دایرهالمعارف بزرگ اسلامی مشغول به کار بودند و با استاد برجسته فلسفه و شاعر بزرگ، زنده یاد شرف‌الدین خراسانی (شرف) همکار و دوست بودند. پس از درگذشت زرین‌کوب، شرف سوگ‌نامه‌ای بس جان‌سوز سرودند (که متأسفانه خودشان نیز چند ماه بعد از دنیا رفتند) : شنیدم زرین‌کوب فرزانه‌مرد چنین مرگ دردا نه مرگی است خرد جهانی چنان چون او چون برفت از جهان ندانم چسان غم ببایست خورد دو گونه بود مرگ خرد و بزرگ نبودی چون او در خور مرگ خرد چو مرگ است میوه درخت حیات گهی تلخ و شیرین گهی سفت و ترد ندانند کی میوه خواهد رسید خوش آن کس که دانست و آن را فشرد شد این مرگ او ویژه چون زندگیش نه چون مرگ معمول هر کس که مرد یکی مرگ خاموش بی ادعا چو مرگ لران جوانمرد و کرد ادب شد تهی از چنان پهلوان بگرییم بر مرگ آن مرد گرد به باغ ادب باغبانی بود و رفت دریغا همه باغ با خویش برد مر آن پیر استاد میراث خویش به دست جوانان و پیران سپرد روانش چو آتش‌فشانی به جاست تنش گرچه خاموش گشت و فسرد… لبالب از او جاودان جامهاست چه باک ار تنش مانده در خم چو دُرد مر آن نام چون گوهر تابناک کس از یاد ایران نتاند سترد بر آن دزد بد نام دون ننگ باد که بر نام نیکش زدی دستبرد زرین‌کوب ما جاودان زنده است نشاید که از مردگانش شمرد کارنامه و فهرست آثار استاد عبدالحسین زرین‌کوب آثار و تألیفات متعدد برادرم را می‌توان در دو بخش کلی دسته‌بندی کرد: الف) کتاب‌های ادبی، نقد و شعرشناسی: ۱. فلسفه شعر (یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران) – ۱۳۲۳ (چاپ بروجرد) ۲. بنیاد شعر فارسی (ترجمه اثر جیمز دارمتستر) – ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ ۳. شرح قصیده ترسایی خاقانی (ترجمه اثر پروفسور مینورسکی با تعلیقات) – ۱۳۳۲ ۴. نقد ادبی (جستجو در اصول و طرق و مباحث نقادی در ۲ جلد) – ۱۳۳۸، ۱۳۵۴ و ۱۳۷۳ ۵. شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب – ۱۳۴۶ و ۱۳۷۱ ۶. سیری در شعر فارسی – ۱۳۶۳ ۷. آشنایی با نقد ادبی – ۱۳۷۲ ۸. از گذشته ادبی ایران – ۱۳۷۴ و ۱۳۸۳ ۹. پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد (درباره نظامی گنجوی) – ۱۳۷۲ ۱۰. دیدار با کعبه جان (درباره خاقانی) – ۱۳۷۸ ۱۱. حدیث خوش سعدی (درباره سعدی) – ۱۳۷۹ ۱۲. نامورنامه (درباره فردوسی و شاهنامه) – ۱۳۸۰ ب) مجموعه‌مقالات و جستارهای ادبی، اندیشگی و اخلاقی: ۱. با کاروان حُلّه (مجموعه ۳۰ گفتار درباره شاعران) – ۱۳۴۳، ۱۳۴۶ و ۱۳۷۳ ۲. یادداشت‌ها و اندیشه‌ها (۳۴ مقاله) – ۱۳۵۱ ۳. نه شرقی، نه غربی، انسانی (۳۴ مقاله) – ۱۳۵۳ ۴. با کاروان اندیشه (۹ مقاله در باب اندیشه و اخلاق) – ۱۳۶۳ ۵. دفتر ایام (۲۰ مقاله) – ۱۳۶۵ ۶. نقش بر آب (۱۷ مقاله و اتوبیوگرافی) – ۱۳۶۸ و ۱۳۸۴ ۷. از چیزهای دیگر (مجموعه نقد و یادداشت) – ۱۳۵۶ ۸. حکایت همچنان باقیست (۳۴ مقاله) – ۱۳۷۶


برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.