تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۹
0 بازدید
کد خبر : 2674

از شوق رفتن به عروسی تا آغوش بی‌جان مادر؛ قصه تلخ امیرمحمد در کوهستک

از شوق رفتن به عروسی تا آغوش بی‌جان مادر؛ قصه تلخ امیرمحمد در کوهستک

امیرمحمد تنها ۶ سال داشت برای رفتن به عروسی دست خواهرش را گرفته بود و در ذهن کودکانه‌اش جز شادی و بازی چیزی نبود اما ترکش‌های تجاوزگری آمریکایی‌ها جشن را به عزا تبدیل کرد.

امیرمحمد تنها ۶ سال داشت برای رفتن به عروسی دست خواهرش را گرفته بود و در ذهن کودکانه‌اش جز شادی و بازی چیزی نبود اما ترکش‌های تجاوزگری آمریکایی‌ها جشن را به عزا تبدیل کرد.


برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.